اجرای صعود سرعتی مستلزم سبک بار بودن نفرات است , به همین دلیل ما برای اجرای این برنامه باید زودتر وسایل فنی و دیگر لوازم را به علم چال انتقال می دادیم . پنج شنبه 1394/5/29 ساعت 2 بعد از ظهر , دو عدد ساک بار که تمام لوازم مورد نیاز برای صعود را در آن گذاشته بودیم به یارانی سپردیم که یک روز قبل از ما عازم علم کوه بودند .
جمعه 94/5/30 ساعت 6 صبح به سمت کلاردشت حرکت کردیم . ساعت 13 در قرارگاه رودبارک بودیم و نهار را همانجا صرف کردیم .بعد از استراحتی کوتاه به سمت قرارگاه ونداربن به راه افتادیم و ساعت 15.45 دقیقه به آنجا رسیدیم . چون قصد داشتیم ساعت 12 شب به سمت سرچال برویم تصمیم گرفتیم بعد از ظهر را تا حدود ساعت 10 شب بخوابیم که این امر از ساعت 5 تا 7.30 عصر بیشتر میسر نشد !
از پنج شنبه مطلع شدیم که سیم بکسل پاندوله مسیر فرانسوی ها پاره شده است و به همین دلیل تعدادی کرپی و آچار برای ترمیم سیم بکسل تهیه کردیم , ولی با صحبت های متفاوتی که از دیگر کوهنوردان از صعود بگشته شنیدیم کم کم از انتخاب مسیر فرانسوی ها منصرف شدیم زیرا برخی می گفتند سیم بکسل کاملا به پایین پرتاب شده است . برخی دیگر هم می گفتند که نصف آن در طاقچه آرش و نصف دیگر در طرف پاندوله است . به هر حال از اطلاعات بدست آمده نمی شد فهمید که سیم بکسل قابل تعمیر است یا خیر ! چون اتلاف وقت در برنامه ما جایی نداشت تصمیم به تغییر مسیر صعود گرفتیم . سه راه پیش رو داشتیم : اول مسیر هاری روست , دوم لهستان 52 و مسیر سوم همدانی ها . با توجه به اینکه سال گذشته شاهد ترمیم مسیر همدانی ها بودیم و طبق اطلاعاتی که داشتیم صعودی سرعتی از این مسیر ثبت نشده بود بعد از تبادل نظر با دوستان هم طناب مسیر همدانی ها را انتخاب کردیم .

مسیر همدانی ها.jpg

کم کم مشغول صرف شام شدیم و خودمان را برای حرکت آماده کردیم .در اولین دقایق بامداد شنبه 94/5/31 قرار گاه را به قصد سرچال ترک کردیم . در تاریکی شب و با نوازش مه ای که از همان ابتدای مسیر همراه ما بود به راه افتادیم . سرعتمان خوب بود و ساعت 1 بامداد از کنار کشتی سنگ گذشتیم و ساعت 2.50 دقیقه وارد پناهگاه سرچال شدیم . چند تن از اعضای گروه یاران که قصد صعود گرده را داشتند در پناهگاه خوابیده بودند . ما هم کنارشان استراحتی کوتاه و در عین حال مفید داشتیم . سپس ساعت 3.50 دقیقه بامداد به سمت علم چال حرکت کردیم . سنگ چین ها را دنبال می کردیم تا مبادا از مسیر خارج شویم . خوشبختانه سنگ چین ها پیوسته ادامه داشتند و در تاریکی شب ما را مستقیم به پناهگاه علم چال رساندند . ساعت 5.40 دقیقه صبح کنار ساک بارهایمان بودیم . بعد از به تن کردن لباس های گرم صبحانه ای خوردیم و لوازم فنی را آماده کردیم . نسبت به فعالیتی که تا به اینجای کار بود اشتهای زیادی جهت صرف صبحانه نبود ! ( شاید به دلیل استرس مسیر پیش رو و یا به دلیل عدم هم هوایی ) .
ساعت 7.30 صبح بعد از گرفتن چند عکس در علم چال به سمت دیواره حرکت کردیم . دو عدد طناب پلاستیکی در بالای شکاف یخچالی ثابت شده بود و با استفاده از آنها از شکلف عبور کردیم . از دیگر طناب ها که به زیر مسیر لهستان 52 منتهی می شد کمک گرفتیم تا به زیر مسیر همدانی ها و کارگاهی با زنجیر سفید رسیدیم . قابل ذکر است که ابتدای مسیر همدانی ها با فاصله ای حدود 30 متر در سمت راست مسیر لهستان 52 قرار گرفته است . مشغول باز کردن طناب شدیم و راس ساعت 9.10 دقیقه صبح روز شنبه 94/5/31 با نام خدا شروع به صعود طول اول کردیم . طول اول و دوم مسیر به گونه ای طراحی شده بود که مسیر طبعی صعود شود هرچند ما گاهی برای سرعت بخشیدن به صعود از میانی ها هم کمک می گرفتیم .
لازم به ذکر است که مسیر همدانی ها در سال 66 تا 69 به همت زنده یاد فریدون اسماعیل زاده , استاد حسن نجاتیان , برادران روحانی و شادروان حسین مقدم گشایش یافته است و در سال گذشته مربی ارجمند آقای احسان جباری و هم طنابشان آقای مهدی اصلانی با پشتیبانی آقای مسعود نظری همه به ترمیم مسیر کرده و تا طاقچه 9 طول مسیر را ایمن ساخته اند تا نفراتی که قدم بر مسیر همدانی ها می گذارند از صعودی ایمن بیشتر لذت ببرند .
به هر حال هر سه نفر به کارگاه رسیدیم سپس مشغول طول سوم شدیم و از آن طول به بعد کاملا دست به رکاب بودیم . مسیر در طول چهارم به مراتب سخت تر شد ! فاصله زیاد رول ها و بالا بودن درجه سختی مسیر کم کم من را به این فکر مشغول کرد که اگر از مسیر لهستان 52 می رفتیم , صد درصد زودتر به طاقچه قمقمه می رسیدیم ! در زیر کارگاه چهارم یک تراورس کوچک به سمت راست داشتیم و ساعت 11.30 وارد کارگاه چهارم شدیم که برای دونفر نسبتا راحت بود . در طول پنجم شیب مسیر خوابیده و طولی نسبتا کوتاه پیش رو داشتیم . در آخر این طول کارگاهی متفاوت وجود داشت .
از 10 کارگاه مسیر همدانی ها تا طاقچه قمقمه 8 تا از کارگاه ها با دوحلقه فرود مجهز شده بود که یکی از آنها به زنجیر سفید وصل بود . به غیر از کارگاه آخر طول پنجم که زنجیر سفید نداشت و آخرین کارگاه در سمت راست طاقچه قمقمه که تک رول و تک حلقه بود . طول ششم از نظر من سنگین ترین طول مسیر بود و دقیقا در موازات رول مشهدی های مسیر لهستان 52 مستقیم به بالا می رفت . فاصله رول ها از یکدیگر زیاد بود به طوری که برای دست یابی به رول بالایی فشار زیادی را متحمل می شدیم . در صورت وجود زایده برای کار گذاشتن هوک , نفر سر طناب از بت هوک استفاده می کرد که این مساله هم موجب صرف زمان می شد . آخر طول هفتم به یک کارگاه رسیدیم که بعد از آن باید به سمت راست تراورس و سپس مستقیم صعود می کردیم .

همدانی ها.jpg


کارگاه طول هشتم نسبتا ناراحت بود و بعد از رسیدن به آن نفر سر طناب دوباره عوض شد . اطلاعاتی که از قبل در مورد این طول داشتم کمی نگرانم می کرد ! چرا که در این طول بعد از 8 تا 10 متر صعود مصنوعی باید ادامه را تا کارگاه طبیعی صعود می کردیم . چیزی که من از طبیعی بودن این قسمت انتظار داشتم خیلی سنگین تر و درجه بالاتر از آنی بود که صعود شد !!
ساعت 16.10 دقیقه هر سه در کارگاه بودیم . بدون فوت وقت به سمت قیف تراورس کردیم و به کارگاهی 2 رول رسیدیم . طول دهم هم به پایان رسید . طول یازدهم هم مانند طول قبلی کاملا طبیعی صعود شد تا به یک کارگاه دو رول دیگر رسیدیم . بعد از کمی استراحت طول بعدی یعنی طول دوازدهم را شروع کردیم که داخل یک سجاف بود و به یک کارگاه نا امنی منتهی می شد . میانی های این طول کلا میخ بود و کارگاه نامرتب و ناراحت آن باعث می شد که طول ایمنی نباشد . ما سه نفر بعد از حدود 19 ساعت فعالیت مداوم ( یعنی پیمایشی سرعتی تا علم چال و صعودی سخت و سنگین از مسیر همدانی ها تا طاقچه قمقمه ) وارد قیف شدیم . سه طول دیگر تا پایان مسیر و رسیدن به هدفمان باقی مانده بود . هوا کم کم رو به تاریکی می رفت و خستگی ما باعث می شد که در این سه طول آخر صعود سنگین تری داشته باشیم و ادامه مسیر بیشتر از آنچه انتظار داشتیم طول بکشد .
طول سیزدهم ترکیبی ازصعود مصنوعی و طبیعی بود و تمام میانی های آن میخ بودند ولی در عوض به یک کارگاه که دو عدد رول پتزل بود می رسید این کارگاه مطمئن و نسبتا راحت دو سه متر پایین تر از کارگاه مثلث کوبیده شده است .چهاردهمین طول مسیر کاملا طبیعی صعود شد و به سمت چپ متمایل بود . در این طول میانی نبود و به دلیل لق بودن سنگ ها خیلی جای ابزار کاری نداشت . با اینکه این طول در شب و با صرف زمان نسبتا زیادی صعود شد ولی در مقایسه ب صعود سال گذشته ( مسیر لهستان 52 و قیف ) که در حال بارش برف و در سرما صعود کردیم شرایط بهتری داشتیم .به هر حال سه نفرمان به کارگاه بعدی که یک تک رول بود رسیدیم و عزممان را برای صعود طول پانزدهم یعنی آخرین طول مسیر که کاملا ریزشی است و در کل مسیر حتی یک جای میانی هم ندارد جزم کردیم . این طول را هم به پایان رسانده و همگی در ساعت 23.30 دقیقه شنبه شب 94/5/31 در پایان مسیر یکدیگر را در آغوش کشیدیم .
هوا خیلی سرد نبود ولی باد آزار دهنده ای می وزید . به جان پناه رسیدیم . در جان پناه خبری از باد نبود اما هوا سنگین بود ! به هر حال تا ساعت 8 صبح در آنجا خوابیدیم . صبح روز بعد رو به علم چال سرازیر شدیم حدود ساعت 11.30 به علم چال و کنار دوستانمان رسیدیم و همگی بعد از استراحتی مختصر حدود ساعت 16 به سمت سرچال به راه افتادیم و نهایتا ساعت 21.20 دقیقه وارد قرارگاه ونداربن شدیم . صبح روز دوشنبه 94/6/2 بعد از دوش گرفتن گزارش مان را در دفتر یادبود قرارگاه نوشتیم و به سمت همدان به راه افتادیم .
نفرات برنامه :
وحید محمودی ( سرپرست )
پوریا بوجاریان
میلاد غفوری

این گزارش به نقل از مجله کوه نوشته شده است .